السيد ابن طاووس ( مترجم : بخشايشي )
125
اللهوف في قتلى الطفوف ( فارسي )
نمودن مردم پست را بر كشته شدن با عزت ، ترجيح دهيم . بدانيد من با وجودي كه يار وياورم كم است با شما مىجنگم . " در دنباله سخن خود اشعار فروة بن مسيك مرادي را قرائت فرمود : " اگر ما پيروز شويم ودشمن را شكست دهيم ، شگفتى نيست ، زيرا هميشه ما شكست دهنده بوده أيم واگر مغلوب وكشته شويم ، از جانب ما نبوده است واز راه ترس كشته نشده أيم ، بلكه اجل ما در رسيده وبه مقتضاى گردش روزگار ، نوبت پيروزى با دگران بوده است . اگر هيولاى مرگ از در خانه جمعى دور شود ، درب خانه ديگران زانو به زمين خواهد زد . بزرگان قوم من از دست شما دچار مرگ شدند ، آنچنان كه در قرنهاى گذشته مردم دچار مرگ گرديد . اگر پادشاهان در دنيا پاينده مىشدند ، ما نيز پاينده مىبوديم واگر مردمان بزرگ در دنيا باقي مىماندند ما هم باقي مىمانديم . به آنان كه ما را شماتت مىكنند بگو : به خود آييد وبيهوده شماتت نكنيد ، زيرا همان مرگى كه ما به آن مبتلا شويم ، شما شماتت كنندگان نيز مبتلا خواهيد شد . " پس از خواندن اشعار فوق ، فرمود : " به خدا قسم كه شما پس از كشتن من زياد زندگى نمىكنيد . زندگى شما بيش از اندازه سوار شدن پياده اى [ بر مركب ] نخواهد بود . روزگار ، به سرعت ، مانند سنگ آسياب ، بر سر شما مىچرخد وشما را چون ميله آسياب در اضطراب مىگيرد . اين خبر را پدرم علي ( ع ) از جدم رسول خدا ( ص ) شنيده بود وبراي من نقل كرد . اكنون شما تدبير خود را فرآهم آوريد وبا ياران خود جمع شده ، مشورت كنيد تا امر بر شما پوشيده نماند ، سپس براي كشتن من ، اقدام كنيد ومرا مهلت ندهيد . من بر خداوند توكل نموده أم كه پروردگار من وشماست وهر جنبنده اى در قبضه قدرت أو است وهمانا پروردگار من بر راه راست است . " پس از خواندن اين خطبه غرا ، به آن سپاه نفرين كرد وفرمود : " خداوندا ! باران رحمتت را از ايشان قطع كن وسالهاى قحطى مانند قحطى زمان يوسف را بر آنان بفرست وغلام ثقفى را بر آنان مسلط كن تا جام تلخ مرگ را بر آنان بنوشاند ، زيرا ايشان به ما دروغ گفتند وما را فريب دادند . تويى پروردگار ما . بر تو توكل وبه سوى تو انابه مىكنيم . بازگشت همه به سوى توست . " سپس پياده شد وأسب رسول خدا را كه نامش " مرتجز " بود طلبيد وياران خود را براي جنگ آماده كرد . از امام باقر ( ع ) روايت شده است كه ياران حسين ( ع ) چهل وپنج نفر سوار وصد نفر پياده بودند . روايت ديگرى هم در شمار أصحاب آن حضرت ، موجود است .